Arb
En
ورود

تکرار روزهای خوب شهید قندی

12:04 1400/02/04

 بی گمان هنوز خیلی ها نوستالژی باجه های زرد رنگ تلفن ثابت در هر کوی و برزنی را به خاطر دارند که به محض طول کشیدن زمان مکالمه، بلافاصله صدای کوبیدن بر شیشه باجه به گوش می رسید، یا صف انتظاری که برای تلفن راه دور در دفاتر مخابراتی شکل می گرفت و صدایی که هر مراجعه کننده ای را به کابین خاص، آ ن هم با محدودیت زمان مکالمه هدایت می کرد. حالا دیگر همه آن اتفاق ها و خاطره کیوسک های تلفن و سکه های دو ریالی برای مکالمه،به بخشی از تاریخ مخابرات کشور تبدیل شده است،

از سوی دیگر سیستم های ارتباطی از چنان پیشرفتی برخوردار شده اند که همگان قادرند در هر زمان وهر مکان با یکدیگر نه فقط گفت و گو، چه بسا ارتباط تصویری برقرار کنند، اما این تحول بزرگ چگونه شکل گرفت و چه عوامل و صنایعی در این دگرگونی شگرف نقش ایفا کردند؟

تردیدی وجود ندارد که موضوع وسایل ارتباط جمعی، سمعی و بصری به ویژه تلفن و در دسترس همگان قراردادن آن یکی از آمال و آرزوهای دیرینه هموطنان عزیز در دور دست ترین نقاط ایران پهناور بوده است، این میسر نبود مگر با داشتن صنعت بومی تلفن همراه با ساخت اجزا و تجهیزات آن در داخل کشور که ستون فقرات و بدنه اصلی آن را سیم و کابل تشکیل میدهد.

بااین حال شاید افکار عمومی با شرکت سیم و کابلهای ارتباطی شهید قندی یزد که بار اصلی توسعه زیرساخت های ارتباطی کشور را برعهده داشته است آشنایی چندانی نداشته باشند، اما واقعیت این است که این شرکت به خصوص در زمان دولتی بودن با توجه ویژه دولت مردان و وزیر وقت ارتباطات، نقش بی بدیل و انکارناپذیری در ساخت تجهیزات و توسعه وسایل ارتباطی ایفا کرده است.

به عبارت دیگر، هما نگونه که در کارهای هنری از جمله سینما و آهنگسازی، همه توجه ها بیشتر به هنرپیشه نقش اول فیلم یا خواننده ترانه معطوف میشود و افکار عمومی اطلاع چندانی از اهمیت و نقش مؤثر عوامل پشت صحنه ندارند، لذا شاید بتوان همین تعبیر را در مورد سیم و کابلهای شهید قندی به عنوان یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار پشت صحنه در روند توسعه ارتباطات کشور به کار برد.

شرکت کارخانجات تولیدی شهید قندی در آبان ماه سال ۱۳۶۳ با هدف توسعه ارتباطات و ایجاد تحول در شبکه گسترده مخابراتی کشور، تحت پوشش وزارت پست و تلگراف و تلفن وقت، فعالیت خود را همگام با آخرین فناوری روز جهان و به عنوان پدیده های نو در عرصه تولید کابلهای مخابراتی در زمینی به وسعت یک میلیون مترمربع با زیربنای معادل ۲۰هزار مترمربع در شهر یزد آغاز کرد. البته در ادامه فعالیتها، این مجموعه عظیم که با اجرای چند طرح توسعه، به تولید کننده ای یکتا در کشور و چه بسا بی همتا در کابلهای مسی و فیبر نوری در خاورمیانه بدل شده بود، در اجرای برنامه سوم توسعه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی و سیاستهای خصوصی دولت،در سال ۱۳۸۳ از سهامی خاص به سهامی عام تبدیل شد و نام شرکت نیز از «شرکت کابل های مخابراتی شهید قندی » در سال 1387 به « شرکت کارخانجات تولیدی شهید قندی » تغییر کرد.

متعاقب این سیاست گذاری یعنی موضوع اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی در اقتصاد دولتی کشور بود که یکی از مشکلات و معضلات ناشی از آن در صنعت ارتباطی کشور نیز خود را نشان داد، لذا گرچه هدف قانون نویسان در خصوصی سازی مراکز دولتی، تسهیل امور، پیشرفت و استفاده رقابتی از نیروها و منابع انسانی واجد شرایط بود، لیکن در اکثر موارد به مانع کج نگری و کوته نظری، آن هم بدون درنظرگرفتن منابع و مصالح تولید و صنعت تبدیل شد. از طرفی در اجرای

این اصل که میتوان آن را به عنوان قانونی خوب اما با اجرای بسیار بد توصیف کرد، شاهد مثال آن گفته های رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی است که معتقد است، هرچند هدف اصلی در اصل ۴۴ قانون اساسی، کاهش تصدی دولت در اقتصاد بوده،ولی تاکنون فقط ۱۸ درصد از واگذاریها، به بخش خصوصی واقعی واگذار شده است.

بنابراین چنین شد که در این واگذاریها، صنایع از صعود به نزول رسیدند و آنجایی که نیاز مرتفع شد، به جای دوراندیشی و ایجاد تنوع در تولید و رشد محصولات، زایندگی و تولید در صنایع را به ورشکستگی کشانده و در خوش بینانه ترین حالت به رکود رسیدند، این به مثابه دوشیدن تا زمان داشتن و رها کردن بعد از رفع نیاز بود! و امروز بر هیچ انسان صاحب خرد وبرهان دوستی پوشیده نیست که کابلهای شهید قندی در خودکفایی وسایل و تجهیزات ارتباطی و حتی همین تلفن در کشور، نقش کم نظیر و شاید بی نظیری برعهده داشته است. با وجود همه این توانمندی و ظرفیتها اما این مجموعه نیز مانند بسیاری از صنایع دیگر بعد از اجرای سیاست خصوصی سازی و حذف تمامی حمایتهای مادی و معنوی دولتی، عرصه برشرکت سیم و کابل شهید قندی تنگ و دشوار شد و نگرانی خاطر همه وطن دوستان، صنعتگران و فعالان اقتصادی شد. پیامد همین سیاست بود که گاه با انتخاب مدیرانی نا آشنا به ظرفیتهای کشور و نا آگاه نسبت به پتانسیلهای بومی منطقه، شرکت شهید قندی هم از اوج عظمت به سمت رکود و واپسگرایی سوق داده شد و جایگاه و موقعیت این شرکت هم که در بهترین روزها با ۱۲۰۰ نیرو فعالیت میکرد، به ۳۰۰ نیرو کاهش یافت.

این روند عقب افتادگی ادامه داشت تا اینکه با درایت، آگاهی و شناخت استاندار سخت کوش یزد جناب دکتر طالبی و حمایتهای بی دریغ نماینده پرتلاش و بزرگوار یزد سردار جوکار و انتخاب مدیری بومی و کاربلد و برخاسته از بطن صنعت و تولید، بعد از سا لها رکود، بارقه های امید در شرکت سیم و کابل شهید قندی وزیدن گرفت. اینک با تدبیر جناب آقای دکتر عسکری واستفاده از نیروهای متخصص و متعهد توأم با ایجاد انگیزش و رفع موانع، حس شیرین و امیدوارکننده بازگشت به شکوه سابق در این مجموعه کلید خورده است، به نحوی که در همین مدت کوتاه نیز میتوان تأثیر حضور یک مدیر جهادی و نوگرا را احساس کرد.

ظرف همین مدت کوتاه صور تهای مالی شرکت رشد قابل ملاحظه ای را نشان میدهد، چه اینکه رضایت خاطر کارکنان خود میتواند شاهدی بر این مدعا باشد، حال با رفع موانع جهت تکمیل کارهای نیمه تمام و ایجاد تنوع در محصول براساس نیازسنجی های صورت گرفته و نیز با بهره گیری از امکانات و به کارگیری روش های بهینه سازی توسط جناب عسکری، مدیرعامل کارخانجات تولیدی شهیدقندی یزد، بار دیگر این امکان پدید آمده تا این مجموعه با نورافشانی مسیر ارتباطات کشور، به روزهای اوج خود بازگردد و الگویی موفق در سایر خصوصی سازی های در دست اقدام و انجام تبدیل شود. خلاصه اینکه اگربه خودکفایی کشور در صنعت مخابرات و تجهیزات ارتباطی باور داریم، اگر معتقدیم پیشرفت های آینده در جهان از شاه راه فعالیتهای دانش بنیان عبور میکند که یکی از ستو ن ها و بنیا ن های اصلی آن داشتن زیرساخت های مجهز به فیبر نوری و سلو لها و پانل های خورشیدی، سیم و کابل ودیگر ملزومات ارتباطی است، پس باید بپذیریم که بازسازی و بهسازی و بازگرداندن شرکت کارخانجات تولیدی شهید قندی به روزهای باشکوه و پر رونق گذشته، نه تنها یکی از اولویتهای استان یزد که از نیازهای ضروری و اجتناب ناپذیر کشور است،همین.